مير تقي الدين كاشاني
296
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
مطهّر « 1 » ، يگانهء عصر و مشار اليه زمان است و در ميان سادات قبايل خود همچو آفتاب است در ميان ستارگان ، اگرچه خامهء دو زبان را در بيان اوصاف آن حضرت در جنب ذكر شعرا حدّ گستاخى نيست ليكن چون هميشه خاطر عاطر و توجّه ضمير فيض مآثر جانب جماعتى كه ذكر لطايف و حالات ايشان گذشته و بعضى ديگر كه انشاء اللّه ذكر ايشان مثبّت خواهد شد ، داشته و دارند و جانب حمايت را فرونمىگذارند ، اين چند كلمه در اين موضع بر زبان خامهء سياه زبان جارى شد و نيز باعث بر اين جرأت اين دو مطلع است كه به لجّهء طبع گوهرزاى خود نسبت مىدهد . شعر به روى آتشين بردى ز دل تاب و توان من * نمودى روى گرمى و زدى آتش به جان من * * * روز در فكرم كه شب دل بىتو چون خواهد شدن * شب در اين انديشهام تا روز چون خواهد شدن امّا اشعار مولانا فهمى ، آنچه پسنديدهء طبع مستعدّان است از غزليات و قصايد و رباعيات و اهاجى ، بسيار است و اكثر آن منظومات اين است كه در اين اوراق مثبت شده ، اگرچه مولانا ديوانى ترتيب نداده به واسطهء آنكه اعتقادى چندان به اشعار خود ندارد ، ليكن از اين انتخاب مرتبهء صاحب سخن و قدرت وى در نظم اشعار بر ذهن صاحب فطن « 2 » ، نيك ظاهر مىشود ، و نيز مثنويى دارد موسوم به صورت و معنى ، اگرچه آن كتاب تمام نشده امّا آنچه گفته نيكو فرموده ، و معانى غريبه « 3 » را چنان كه بايد به قيد تصرّف درآورده ، و از آن نظم رتبهء شاعرى وى معلوم است و چون اين خلاصه ، از مثنوى معرّ است به ايراد باقى اشعار او اكتفا نموديم و باللّه التّوفيق . « 4 »
--> ( 1 ) . اصل : امير عز الدين محمد . ( 2 ) . اصل : صاحب فن . ( 3 ) . اصل : قريبه . ( 4 ) . در عرفات ، ص 576 دربارهء وى آمده است : خوش فهم عرصهء يمانى ، نساج اطلس سخندانى ، مولانا فهمى كاشانى ، مردى خوشطبع ، خوش فهم عالى فطرت ، رندى معين ، همه جا همراه . . . شاعر پيشهاى خبره بود . امّا با جميع -